فرهنگ...
ببین پسر خوب ؛ در این که ما ایرانی ها انسانهای بی فرهنگی هستیم هیچ شک و تردیدی وجود نداره!
مثلا ، برای خرید یک قطعه ی کوچیک و ناچیز از لوازم یدکی ماشینت پیش فروشنده میری ؛ خود تو جنس ایرانی رو می خری یا خارجی ؟؟ یا اول به جیبت نگاه می کنی ؟؟
هنر یعنی همه چیز ، نه فقط مختص نقاشی یا عکاسی یا سینما یا ...
من شغلم ترمیم دندانهای از دست رفته ی مردمه ، یعنی دندانسازم؛ وقتی چیزی که از زیر دست من بیرون بیاد مزخرف و بی کیفیت و ناقص و یکبار مصرف باشه یعنی اینکه من کارم رو با علاقه انجام ندادم ، یعنی من به کارم عشق نمی ورزم ، یعنی دوسش ندارم ، یعنی سر سری فقط تمومش کردم و نگاهم دائم به گیشه بوده ؛ در صورتی که اگه با علاقه بهش می پرداختم شاید با همون هزینه چیز خوبی از کار در میومد.
به قول دوستم که می گفت : روابط بین دختر و پسر تو این سی سال بعد از انقلاب چقدر تغییر کرده ، در صورتی که تو اروپا پنجاه سال پیش همین طور بوده و حالا هم همین طوره ! این نشون میده که ما چقدر از فرهنگ متزلزلی برخورداریم یا شاید اصلا از خودمون هیچ فرهنگی نداریم که دائم به شکل فرهنگ های دیگه گرایش پیدا می کنیم ... یا بهترش میشه این که ما قبل از این فرهنگ بدی داشتیم و حالا داریم اون رو با معیار های جهانی مچ می کنیم . می سازیمش.
یه دوستی دارم من ، که یک بعدی نگاه می کنه مثلا به نظرش اگه یه زن غذا خوب درست بکنه و بساز باشه ، پس زن خوبیه و می شه باهاش زندگی کرد و به نتیجه رسید ! یا وقتی حرف می زنه یا نقل قول میکنه یا نصیحت یا پند یا حتی چیزی فراخور انتقاد به کسی میگه ، حتی یک لحظه از نظرش نمی گذره که در بیان اون کلمات کمی رعایت داشته باشه تا طرف مقابلش بتونه حد اقل اون حرفهارو بشنوه . این رفتار به نظر شما منتقی یا مودبانه است ؟ آیا اساس فرهنگ این آدم زیر سوال نیست ؟ چه کسی در چه زمانی باید فرهنگ اینگونه رفتار رو به اون آموزش میداده ؟ حالا ما ، یا من با خیلی های دیگه ، از این رفتارها ، از این بی فرهنگی ها یا فرهنگ های بد ، سرشاریم . تو رانندگی ، تو همسایگی ، تو کار و هزار تا جای دیگه ... اونوقت من با گستاخی چطورمی تونم بگم ما آدمهایی که داریم تو این گوشه از خاک زمین زندگی می کنیم با فرهنگیم ؟؟
نه چراغ قرمز سرمون می شه . نه کنترل زباله هامون دست خودمونه . کمربند ایمنی هم که ... از تولیدات و مابقی هم چیزی برای گفتن ندارم که واقعا شرم آوره ...
تمدن ما زیر خروار ها خاک خوابیده ، قطره هاییش رو میشه تو موزه ها پیدا کرد و افسوس خورد. اما حالا ، پدر بزرگ های ما ، پدر های ما ، خود ما ، چقدر آدمهای متمدن و با فرهنگی بودیم ؟؟؟ چه گلی به سر این خاک زیبای پر رمز و راز و طبیعت افسون کنندش زدیم ؟ بعد از انقلاب چه دستاورد مطلوبی داشتیم ؟ حالا که ماییم ، نه پدر هامون نه تمدنمون ، حالا چه کار کنیم ؟
چرا مخالفی ؟ چرا نمی خواهی باورکنی ؟؟ چشمات رو باز کن ، فقط همین ؛ خجالت خودش سر بلند می کنه.