سلام

 

حال من كه خوب نيست مي خواي باور كن مي خواي باور نكن !

 

ديگه انگار فكر كردن به اين كه تو يا اون چي فكر مي كنين هم فر قي

 

نمي كنه ، خسته شدم از عذاب باور نداشتن ها و شك ها و تر ديد ها تون !

 

خسته شدم . ديگه حتي خاله بازي هم سر گرميه خوبي نيست .

 

از خاله سوسكه و آقا موشه حالم به هم مي خوره . از اين بازي بدم مياد .

 

هيچ وقت نتونستم با اينكه اين همه ساله دارم توش بازي ميكنم ،

 

اما هنوز بلد نشدم و دائم مي بازم . بعد از گذشت اين همه سال

 

برام جز يه خلوار باخت و يه دنيا ترس و يه هوس هيچي نمونده .

 

هوس ، هوسِ آبتني تو يه حوض كوچيك و خزه بسته و بو گندو .

 

نترس !  بدم نمياد . تو هم بدت نمياد !  آخه تو هم مثه من داري

 

تو اين حوض كثيف زندگي مي كني . چشمات رو بستي و دماغت رو گرفتي ،

 

واسه همينه از بوي گندو كثافتش حالت به هم نمي خوره ، چون

 

نه مي بيني و نه بو مي كشي ، وگر نه به قول فروغ ...  

 

سگش هم از اين تاقارا آر داره !!!